حسن ریوندی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 27 اسفند ماه سال 1390

سال نو مبارک

نوشته شده توسط هیچ در ساعت 1:43 PM

سالهایی دست بدست هم

روی پرچین خیال در انتظار بهار

رویا می ساختیم

چه عبث

زندگی تلخ تر از ان بود که می پنداشتیم

درد من

درد ندیده شدنم بود

که می پنداشتم

زندگی زیباست

تو کنارم نیستی

باخیالت  بهار میسازدم

دوشنبه 22 اسفند ماه سال 1390

نجوا

نوشته شده توسط هیچ در ساعت 2:48 PM

 دانه های برف رقص کنان می ریزد 

دلم هوای قدم زدن دارد 

خنکای برف روی صورتم بازی میکند 

دلم هوای نجوا دارد 

نجوا کنم شعر زیر گوش تو 

تونجوا کنی عشق زیر گوش من 

افسوس هم قدم هم نیستیم 

دلم هوای قدم زدن دارد 

هم قدمی نیست مرا 

۲۰/۱۱/۹۰

جمعه 5 اسفند ماه سال 1390

نوشته شده توسط هیچ در ساعت 4:55 PM

گل با دیدن روی تو 

.
سر در گریبان کشید
 

زیبا تر از خودش دید
 

خوش بوتر از گلاب دید 

جمعه 28 بهمن ماه سال 1390

پرواز

نوشته شده توسط هیچ در ساعت 03:36 AM

بالم را شکستی وپروازم دادی 

 

 

پرنده بابال شکسته کجا میتواند برود 

 

 

 

                توجای من بودی کجا میرفتی؟ 

 

 

                             بگو تابروم

جمعه 16 دی ماه سال 1390

ماه شکست

نوشته شده توسط هیچ در ساعت 1:51 PM

در حوض خیال خیره به اب 

ماه در اسمان  

ستاره ها درخشان 

ناگهان  

افتاد ماه در اب 

ماه شکست 

دل من غمگین شد 

سر برزانو 

دل شکسته تر از ماه 

بی صدا 

من وماه خرد شدیم 

هیچ کس  

نه شنید 

نه دید 

شکست من وماه 

۱۶دیماه ۹۰

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>
/